گویند از فزندان یوشع و نیز گروهی گفته اند از فرزندان هارون بن عمران بوده است. او را الیاسین، اذر یاسین و ذو الکفل نیز خوانده اند و حتی گروهی او را با خضر یکی دانسته اند!

خداوند او را پس از خزقیل در برابر پادشاهی به نام اَحب در بعلبک برانگیخت. آن پادشاه زنی به نام ازبیل داشت و هرگاه برای جنگ از شهر بیرون می رفت زنش را جانشین خودش قرار می داد.

مردم بعلبک که بت بعل را پرستش می کردند حضرت الیاس را تکذیب کردند و او را تبعید نمودند. خداوند، گرسنگی را بر آن مردم چیره ساخت تا سرانجام از الیاس خواستند خداوند آن بلا را دور گرداند.

الیاس در شهر ساماریه در شمال یهودا می زیست. اَحب که میان سال های ۸۶۹ تا ۸۵۰ قبل از میلاد می زیست همسری از سدون گرفت و وقتی معبود همسر سدونی خود را به ساماریه وارد کرد با مخالفت الیاهو روبرو شد.

به روایت تورات، الیاهو به آسمان عروج کرد. در مذهب یهود، الیاس یک موعود به شمار می آید که باید بیاید و  جهانی را از بی عدالتی ترهاند. مسلمانان نیز الیاس را گرامی می دارند و در قرآن از او به نیکی یاد شده است. گروهی او را موکول بر صحرا ها و دشت ها می دانند.

در دو آیه قرآن، نام این پیامبر آمده است و او را مؤمن خوانده و می ستایند هر چند دربارِۀ او اختلافاتی وجود دارد. آنچه مطابق با آیات و روایات هست چنین می باشد او برای هدایت یک گروه بت پرست در شامات که بت بعل را می پرستیدند برانگیخته شد الیاس آن ها را هشدار داد که آیات پرهیزگاری پیشه نمی کنید؟ آیا بت بعل را صدا می زنید و بهترین آفریدگان را رها می سازید؟ خدایی که پروردگار شما و پروردگار نیاکان شما  است.

آن گروه به سخنان دلسوزانۀ الیاس گوش فرا می دادند و به تکذیب او برخاستند هر چند گروهی نیز به او ایمان آوردند.

عذاب خداوند در قرآن مشخص نشده است و تنها می گوید: آنها در دادگاه عدل الهی احضار می شوند مگر بندگان مخلص خدا.

بت بعل: این بت در شهر بعلبک پرستش می شد. می گویند: این بت از طلا ساخته شده و به اندازه ای بزرگ بود که طولش به بیست ذراع می رسید. چهار چهره داشت و حدود حدود چهر صد نفر خدمۀ او بودند